حرف دل
اگه غمگینه اون از غصه توست..
یه دفعه مثل یه آهو
توی صحراها رمیدی
بس که چشم تو قشنگ بود
گله گرگ رو ندیدی
دل نبود توی دلم
تورو گرگا نبینن
اونا با دندون تیز
به کمینت نشینن
الهی من فدای تو
چیکار کنم برای تو؟
اگه تو این بیابونا
خاری بره به پای تو
یه دفعه مثل پرنده
قفس عشق رو شکستی
پرزدی تو آسمونا
رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم
گم نشی تو کوچه باغا
غروبا که تاریکه
نریزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت
پرت نشه فکرو خیالت
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت
که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت
نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ
من تموم قصه هام قصه توست
یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی
اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی
آره پروانه شدم که پرام سوخته شه
تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پروبالم
که راحت بشه خیالم
دارم از تو مینویسم
تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو
تا بازم بگم برات
اینقدمیگم تا خسته شم
با عشق تو شکسته شم
ادامه مطلب
آنگونه نبودم که اینک سر بالا کنم و بدون شرم از تو طلب کنم
اما...
به خاطر او کمکم کن.
هروقت دلم مي گيره غم دلم رو با تو مي گم و آروم ميشم
مي دونم ديگه خسته شدي از خستگيهام اما چاره ندارم م...
میخواستم بهت زنگ بزنم برات درد دل کنم تا مثل همیشه آرومم کنی
اما خجالت کشیدم..
میترا ديگه طاقت دوريتو ندارم..خدا مي دونه چه قدر سخت مي گذره روزاي بي تو.
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب
این روزا دست و دلم به هیچ کاری نمیره!
سردرگمم...
نمیدونم باید چیکار کنم؟کار درست چیه؟!
خیلی وقته که خسته شدم...
این چیزی نبود که من از زندگی میخواستم...
هیچوقت برنامه هام طبق روال پیش نمیره..
همیشه همه چیز دور از انتظارم اتفاق میفته!
امروز شاکیم..شاکی تر از همیشه...
روزی صد بار میگم " خدایا شکرت" اما انگار اصلا" از ته دل نیست!!
ای خدااااا... خودت به دادم برس..آرامش میخوام..آرامش...
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمی دانم عزیزم ، نمی دانم
پسرک نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان همیشه گریه می کند؟ او چه می خواهد؟
پدرش تنها دلیلی که به ذهنش می رسید ، این بود : همه ی زنها گریه می کنند ، بی هیچ دلیلی
پسرک متعجب شد ولی هنوز از اینکه زنها خیلی راحت به گریه می افتند، متعجب بود
یکبار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می کند ، از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه می کنند؟
خدا جواب داد : من زن را به شکل ویژه ای آفریده ام . به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند
به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند ، به دستانش قدرتی داده ام که
حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند ، او به کار ادامه دهد
به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند
به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد و به او اشکی داده ام
تا هرهنگام که خواست ، فرو بریزد . این اشک را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هرگاه نیاز داشت
بتواند از آن استفاده کند
زیبایی یک زن در لباسش ، مو ها ، یا اندامش نیست . زیبایی زن را باید در چشمانش جست و جو کرد.
ای بابا
تو چرا zoom کردی رو من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه id من نیستش ID یکی از همکاراست
تو اونو از کجا برداشتی؟!!!!!!!!
دلم تنگ است این شبها
یقین دارم که میدانی
صدای غربت من را
از احساسم تو میخوانی
شدم از درد و تنهایی
گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی
که دردم را تو میدانی...
اشکال نداره!
به قول خودت یه روز جبران میکنی!!!

